redaction
UKridækʃən
معنی فارسی
اماده سازي براي چاپ ، تنظيم ، انشا ، چاپ تازه
معنی کامل و مثالها
/ri dak´shǝn/n.
● (کتاب و غیره) آمادهسازی برای چاپ، چاپ آمایی، ویرایش، باز ویرایش
● (کتاب) ویراسته، باز ویراسته، چاپ جدید
● سردبیری، ویراستاری
تعریف انگلیسی
noun
- putting something (as a literary work or a legislative bill) into acceptable form
- the act of putting something in writing