دیکشنری فارسی

redd (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/red/vt., vi.

● (عامیانه - با : up) سروسامان دادن (به خانه و غیره)، مرتب کردن، نظافت کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن