redirect
UKriːdirekt
US'ri:də'rekt
معنی فارسی
بازپرسي از شهود بعد از بازجويي متهم ،
دوباره راهنمايي کردن.
معنی کامل و مثالها
/rē ´di rekt´/vt., adj.
● دوباره هدایت کردن، دوباره جهت دادن (رجوع شود به: direct بعلاوهی re-)
● (حقوق) وابسته به بازپرسی از شاهد (توسط وکیل متهم)
تعریف انگلیسی
verb
- channel into a new direction “redirect your attention to the danger from the fundamentalists” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”