دیکشنری فارسی

redundantly

UKridʌndəntliː

معنی فارسی

فراوان بطور زائديازيادي باحشو وزوائد

مترادف‌ها

adverb
Superfluously, superabundantly, excessively.

واژه‌های دیگر با معنی «فراوان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن