redused معنی فارسی کم شده تقليل يافته کاهش داده واژههای دیگر با معنی «کم شده» reduced employees کارمندان کم شده، کارمندان منفصل گرديده (براي کاهش هزينه) artspeak يک زبان برنامه نويسي است براي کمک به، استفاده کنندگان کم تجربه طراحي شده است knock-knee نوعي ناهنجاري که در آن فضاي بين زانوان بطور غير، طبيعي کم شده و فاصله بين دو قوزک زياد ميشود dogmatic marxism مارکسيسم جزمي، مارکسيسم دگماتيک، اصطلاح ابداعي لنين براي مارکسيسم اوليه و Hgb. = hemoglobin، همو گلوبين . رنگدانه انتقال اکسيژن در خون انسان .، هموگلوبين جنيني spent بي رمق، نيروي خود را از دست داده، از پا درامده lithosol خاک کم عمق دامنه کوه ودشت که مرکب از، سنگريزه وسنگهاي نيمه خاک شده ميباشد. sawed off اره شده، با اره صاف شده، کم ارتفاع.