دیکشنری فارسی

redux

معنی فارسی

خانواده اي از چسبها

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´duks´/adj.

● باز آورده، باز گردانده، احیا شده، نوجان شده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. brought back “the Victorian era redux” “Rabbit Redux' by John Updike”

واژه‌های دیگر با معنی «خانواده اي از چسبها»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن