reecho or re-echo
معنی کامل و مثالها
/rē ek´ō/vt.,vi.
● باز پژواک، انعکاس مجدد صدا، طنین مجدد
● (صدا) دوباره منعکس شدن، دوباره طنینانداختن، بازپژواک شدن
thunder reechoed through the valley
تندر دوباره در دره طنینانداز شد.
/rē ek´ō/vt.,vi.
● باز پژواک، انعکاس مجدد صدا، طنین مجدد
● (صدا) دوباره منعکس شدن، دوباره طنینانداختن، بازپژواک شدن
thunder reechoed through the valley
تندر دوباره در دره طنینانداز شد.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن