reef (2)
معنی کامل و مثالها
/rēf/n., vt.
● (کشتی بادبان دار)
● (بخشی از بادبان که هنگام توفان و غیره قابل لولهکردن یا پیچیدن سریع است) حاشیهی کاستنی، کاست شو
● کاستن سطح بادبان (با پیچیدن بخشی از آن)
● (برای سطح بادبان) دکل را خم کردن
/rēf/n., vt.
● (کشتی بادبان دار)
● (بخشی از بادبان که هنگام توفان و غیره قابل لولهکردن یا پیچیدن سریع است) حاشیهی کاستنی، کاست شو
● کاستن سطح بادبان (با پیچیدن بخشی از آن)
● (برای سطح بادبان) دکل را خم کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن