reel (3)
معنی کامل و مثالها
/rēl/n., vt., vi.
● (برای پیچیدن نخ و فیلم و نوار و غیره) قرقره، بوبین، ماسوره (spool هم میگویند)
a garden hose reel on wheels
قرقرهی چرخدار شلنگ باغبانی
a film reel
قرقرهی فیلم
● قرقرهی چوب ماهیگیری (که ریسمان دور آن پیچیده است)
● (کشتی) گوفیه
● هر چیزی که دور قرقره پیچیده باشد، طوقه، طوق، چرخک، طبلک
a reel of film
یک حلقه فیلم
steel rope in reels of 180 meters
طناب پولادی در طوقهی 180 متری
● (دور قرقره یا ماسوره) پیچیدن
to reel a fish in
(با پیچیدن ریسمانی دور قرقرهی ماهیگیری) ماهی را گرفتن
* reel in
1- دور قرقره (یا بوبین یا ماسوره) پیچیدن 2- ماهی گرفتن
* reel off
(به سرعت) تولید کردن، نوشتن، گرفتن (و غیره)
* reel out
از قرقره (یا بوبین و غیره) باز کردن
* (right) off the reel
(امریکا - عامیانه) بی درنگ، بدون تردید