reest معنی فارسی امتناع کردن ، سر پس زدن اسب ، دود زدن ماهي و غيره ، پوسيدن. واژههای دیگر با معنی «امتناع کردن» abstained امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstaining امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstains امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstain خودداري كردن (از)، پرهيز كردن (از)، امتناع كردن(از) forebear نيا، جد، خود داري کردن refuse رد کردن، نپذيرفتن، قبول نکردن rejcet وازدن، نپذيرفتن، نپسنديدن