دیکشنری فارسی

reeve (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/rēv/n.

● (در اصل) حاکم، کدخدا، کلانتر

● (خانه‌ی ملاکین بزرگ) مباشر، سرکارگر، سرکشاورز

● (برخی استان‌های کانادا) رییس انجمن شهر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن