دیکشنری فارسی

reface

معنی فارسی

داراي سر در يا نماي تازه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē fās´/vt.

مجددا روکش کردن، دارای روکار جدید کردن، چهره تازه دادن به

تعریف انگلیسی

verb
  1. put a new facing on (a garment) “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. provide with a new facing “The building was refaced with beautiful stones” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «داراي سر در يا نماي تازه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن