دیکشنری فارسی

refinery

UKrifainəriː USrı'faınərı

معنی فارسی

پالايشگاه تصفيه خانه

معنی کامل و مثال‌ها

/ri fīn´ǝr ē/n., pl.

● (نفت یا شکر و غیره) پالایشگاه، پالشگاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. an industrial plant for purifying a crude substance

واژه‌های دیگر با معنی «پالايشگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن