refit 1 معنی فارسی بازسازي واژههای دیگر با معنی «بازسازي» restructuring بازسازي reconstruction method روش بازسازي remodel بازسازي کردن، تعمير کردن، نوسازي کردن unreconstructed بازسازي نشده، قديمي مسلک، کهنه پرست land restoration بازسازي زمين cost of reproduction هزينه بازسازي، هزينه نوسازي و ترميم static refresh بازسازي ايستا perceptual restructuring بازسازي ادراکي reproduction method روش بازسازي (در حافظه) blepharoplasty بازسازي يا زيبا سازي پلک چشم