دیکشنری فارسی

reflectively

UKriflektivliː

معنی فارسی

با انديشه فکورانه بطور منعکس (شونده)

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a reflective manner “he watched her reflectively” “Derived from adjective: reflective”

واژه‌های دیگر با معنی «با انديشه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن