دیکشنری فارسی

reflectorize

معنی فارسی

مجهز به بازتابگر يا پستاب کردن

بازتابگر کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt.

● مجهز به بازتابگر یا پستاب کردن

● بازتابگر کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. provide with reflectors, such as chemicals “the driveway was reflectorized for safety reasons” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن