refluent
معنی فارسی
بر گردنده فرو کش کننده
معنی کامل و مثالها
/ref´loo ǝnt/adj.
● فروکشندی (مثل جریان جزر دریا یا جریان عقبنشینی امواج دریا)
مترادفها
adjective
Ebbing, flowing back.
بر گردنده فرو کش کننده
/ref´loo ǝnt/adj.
● فروکشندی (مثل جریان جزر دریا یا جریان عقبنشینی امواج دریا)
adjective
Ebbing, flowing back.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن