دیکشنری فارسی

refluent

معنی فارسی

بر گردنده فرو کش کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ref´loo ǝnt/adj.

فروکشندی (مثل جریان جزر دریا یا جریان عقب‌نشینی امواج دریا)

مترادف‌ها

adjective
Ebbing, flowing back.

واژه‌های دیگر با معنی «بر گردنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن