دیکشنری فارسی

refrain (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ri frān´/vi., vt.

● (با: from) خودداری کردن، احتراز کردن، اجتناب کردن

although insulted, she refrained from answering

با آنکه مورد توهین قرار گرفته بود از پاسخ دادن خودداری کرد.

please refrain from smoking

لطفا از کشیدن سیگار خودداری کنید.

● (قدیمی) جلوگیری کردن، مهار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن