دیکشنری فارسی

refrangible

معنی فارسی

شکستني شکسته شدني قابل انکسار نقض کردني

معنی کامل و مثال‌ها

/ri fran´jǝ bǝl/adj.

● (به ویژه نور) بازشکن‌پذیر، شکست پذیر، قابل انکسار

واژه‌های دیگر با معنی «شکستني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن