دیکشنری فارسی

refrigerant

UKrifridʒərənt USrıf'rıdʒərənt

معنی فارسی

ماده سردکننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ri frij´ǝr ǝnt/adj., n.

● سردساز، سردکننده

● تب‌بر، گرماکاه، کاهنده‌ی حرارت

● داروی تب‌کاه، داروی تب‌بر

● (یخچال و غیره) ماده‌ی سردساز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. any substance used to provide cooling (as in a refrigerator)
  2. causing cooling or freezing “a refrigerant substance such as ice or solid carbon dioxide”

مترادف‌ها

noun
Refrigerative, cooling medicine.

واژه‌های دیگر با معنی «ماده سردکننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن