دیکشنری فارسی

refrigerator

UKrifridʒəreitər USrəf'rıdʒə'reıtə

معنی فارسی

يخچال مصنوعي سرد خانه

معنی کامل و مثال‌ها

/-rāt´ǝr/n.

● یخچال

تعریف انگلیسی

noun
  1. white goods in which food can be stored at low temperatures

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن