refrigerent معنی فارسی خنک کننده تب نشان مبرد واژههای دیگر با معنی «خنک کننده» cooler خنک کننده، خنک کن، ملايم کننده cutting oil روغن خنک کننده، روغن سرد کننده، روغن برش oil cooler خنک کننده روغن cooling fins تيغه هاي خنک کننده inlet guide vane تيغه هاي خنک کننده جريان ورودي air-cooled oil-cooler نوعي خنک کننده روغن که از جريان هوا، براي خنک کردن روغن استفاده ميکند fuel-cooled oil-cooler خنک کننده روغن که در آن از سوخت بعنوان، ماده خنک کننده استفاده ميشود balmily مرهمي، خنک کننده . cooling pump پمپ سرد کننده، پمپ خنک کننده cylinder baffles صفحات نازک قلزي براي هدايت هوا از ميان، تيغه هاي خنک کننده و جذب حداکثر گرماي، ممکن از جدار سيلندر