refund (1)
معنی کامل و مثالها
/ri fund´, rē´fund´/vt., vi., n.
● بازپرداخت کردن، (پول) پس دادن، پرداخت مجدد کردن
to refund the price of defective article
قیمت یک کالای معیوب را پس دادن
● بازپرداخت، رد، استرداد
a refund of fifty dollars
بازپرداختنی به مبلغ پنجاه دلار