refundment معنی فارسی پس دهي رد (پول) واژههای دیگر با معنی «پس دهي» repayment پس دهي، تلافي، پاداش restitution رد، پس دهي، مرجوع سازي giveback استرداد، باز پس دهي، صرفنظر کردن از برخي مزاياي کارگري در restoration رد، برگرداني، پس دهي refund پس دادن، برگرداندن، رد کردن refundable پس دادن، برگرداندن، رد کردن