دیکشنری فارسی

regency

UKriːdʒənsiː US'ri:dʒənsı

معنی فارسی

هيئتي که بجاي پادشاه حکومت کنند ،

دوره حکومت نايب السلطنه

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´jǝn sē/adj., n., pl.

نیابت سلطنت

قلمرو نایب‌السلطنه، سرزمین تحت حکومت نیابت سلطنت

شورای نایبان سلطنت، شورای سلطنتی

(R بزرگ - انگلیس و فرانسه) سبک مبل سازی نیابت سلطنت

(R بزرگ - انگلیس - سال‌های 1811 - 1820) دوره نیابت سلطنت جورج (پرنس ویلز)

(R بزرگ - فرانسه - سال‌های 1715 - 1723) دوره‌ی سلطنت فیلیپ (دوک اورلئان)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the period of time during which a regent governs
  2. the office of a regent

مترادف‌ها

noun
Rule, authority, government.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن