regenerative
UKridʒenərətiv
معنی فارسی
دوباره بوجوداورنده ، متضمن روح يانيروي تازه ،
اصلاحي
معنی کامل و مثالها
/ri jen´ǝ rāt´iv/adj.
● جانبخش، حیاتبخش، احیاکننده، باززا، باززاینده، زادگر
● باز زایشی، باز رویشی، سازنده، خلاق