دیکشنری فارسی

regime or régime

معنی کامل و مثال‌ها

/rǝ zhēm´/n.

● رژیم، نظام، سازگان، دهناد

the communist regime

رژیم کمونیستی

● سازگان اجتماعی یا سیاسی

● دوران حکومت

● رجوع شود به: regimen

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن