دیکشنری فارسی

regnant

UKregnənt

معنی فارسی

تخت نشين سلطنت کننده حکم فرما شايع

معنی کامل و مثال‌ها

/-nǝnt/adj.

● پادشاه یا ملکه‌ی در حال سلطنت

the regnant king

پادشاه کنونی

● مسلط، دارای سلطه، چیره

● رایج، گسترده، متداول، شایع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exercising power or authority

مترادف‌ها

adjective
1. Reigning, regent.
2. Ruling, predominant, prevalent, predominating.

واژه‌های دیگر با معنی «تخت نشين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن