دیکشنری فارسی

regorge

معنی فارسی

بالا اوردن قي کردن دوباره فروبردن دوباره قورت دادن پس زدن برگشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/ri gôrj´/vi., vt.

قی کردن، بالا آوردن، استفراغ کردن، وامیدن

پس زدن، پس پراندن، بیرون ریختن

(به ویژه آب) جریان معکوس پیدا کردن، پس‌جوشیدن، پس‌تراویدن

مترادف‌ها

verb active
1. Devour, swallow eagerly.
2. Vomit.

واژه‌های دیگر با معنی «بالا اوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن