regorge
معنی فارسی
بالا اوردن قي کردن دوباره فروبردن دوباره قورت دادن پس زدن برگشتن
معنی کامل و مثالها
/ri gôrj´/vi., vt.
● قی کردن، بالا آوردن، استفراغ کردن، وامیدن
● پس زدن، پس پراندن، بیرون ریختن
● (به ویژه آب) جریان معکوس پیدا کردن، پسجوشیدن، پستراویدن
مترادفها
verb active
1. Devour, swallow eagerly.
2. Vomit.