regulus
معنی فارسی
موادفلزي که درنتيجه قال کردن معدن بدست مي
ايدوتا اندازه اي ناپاک است
معنی کامل و مثالها
/-lī´/n., pl.
● (نجوم) قلب الاسد، (ستارهی) شیردل
● (شیمی- فلزکاری- R کوچک) آنتیموان فلزی (نام کامل: regulus of antimony)
● فلز ناخالص، تردهی فلز، (فلز) تفاله، فلز غشدار، رگول
تعریف انگلیسی
noun
- the brightest star in Leo
- a genus of birds of the family Sylviidae including kinglets