دیکشنری فارسی

regulus

معنی فارسی

موادفلزي که درنتيجه قال کردن معدن بدست مي

ايدوتا اندازه اي ناپاک است

معنی کامل و مثال‌ها

/-lī´/n., pl.

(نجوم) قلب الاسد، (ستاره‌ی) شیردل

(شیمی‌- فلزکاری‌- R کوچک) آنتیموان فلزی (نام کامل: regulus of antimony)

فلز ناخالص، ترده‌ی فلز، (فلز) تفاله، فلز غشدار، رگول

تعریف انگلیسی

noun
  1. the brightest star in Leo
  2. a genus of birds of the family Sylviidae including kinglets

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن