دیکشنری فارسی

rehash

USrı'hæʃ

معنی فارسی

موادادبي کهنه که بصورتي تازه درمي ايد ،

صورت تازه دادن به) موادادبي کهنه

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´hash´/n., vt.

● تکرار کردن، تکرار مکررات کردن، (دوباره) در میان گذاشتن، واکوفتن

to rehash the same old arguments

همان استدلال های کهنه را تکرار کردن

● (تداعی منفی) تکرار، مکررگویی (یا نویسی)، واکوفت، سرهم‌بندی

a rehash of an earlier book

سرهم بندی یک کتاب پیشین

تعریف انگلیسی

verb
  1. old material that is slightly reworked and used again “merely a dull rehash of his first novel”
  2. present or use over, with no or few changes “Somebody ----s something”
  3. go back over “retrograde arguments” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن