rehearing USrı'hıərıŋ معنی فارسی تجديد نظر استماع مجد د واژههای دیگر با معنی «تجديد نظر» reconsideration تجديد نظر revisionist تجديد نظر طلب، تجديد نظر خواه revisionism تجديد نظر طلبي، روش فکري ادوارد برنشتاين آلماني که، ابتدا پيرو مارکس بود ولي بعدا" دکترين reviser تجديد نظر کرده، اصلاح کننده، هيئت تجديد کنندگان ترجمه کتاب مقدس judicial review تجديد نظر قضائي revised تجديد نظر شده . revisable قابل تجديد (نظر)، قابل اصلاح court of review دادگاه تجديد نظر reclama درخواست تجديد نظر، تقاضاي اغماض و تجديد، نظر در تصميمات متخذه يا راي revised drawing رسم تجديد نظر شده، رسم اصلاح شده