rejoin (1)
معنی کامل و مثالها
/rē join´/vt., vi.
● (رجوع شود به: join بعلاوهی re-)
● (دوباره) همبسته کردن، متصل کردن
● (دوباره) ملحق شدن به، پیوستن، عضو شدن
he rejoined us
او دوباره به ماپیوست.
Hassan resigned but rejoined the company later
حسن استعفا داد ولی بعدا دوباره به عضویت شرکت درآمد.