relater معنی فارسی نقل کننده بازگو گر. واژههای دیگر با معنی «نقل کننده» freightliner شرکت حمل و نقل کننده کالا، قطار سريع، السير جهت حمل کالا در مسافتهاي دور attack transport ناو ترابري نيروي تک، ناو حمل و نقل شرکت کننده درنيروي آب خاکي remover اسباب کش، رنگ بر، چيزيکه رنگ راحل ميکند carrier's risk ريسک به عهده شرکت حمل و نقل، خطرات به عهده حمل کننده