relativize
معنی فارسی
بصورت نسبي در اوردن.
معنی کامل و مثالها
/rel´ǝ tiv īz´/vt.
● نسبی پنداشتن، نسبی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- consider or treat as relative “Somebody ----s something”