دیکشنری فارسی

relativize

معنی فارسی

بصورت نسبي در اوردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/rel´ǝ tiv īz´/vt.

● نسبی پنداشتن، نسبی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. consider or treat as relative “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن