دیکشنری فارسی

reliant

UKrilaiənt USrı'laıənt

معنی فارسی

متکي پشت گرم دلگرم اعتماد کننده اميدوار

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝnt/adj.

اعتماد کننده، اتکاکننده، اطمینان کننده، استامگر، اوستامگر، متکی

reliant on sleeping pills

متکی به قرص خواب

مترادف‌ها

adjective
Confident, trusting, self reliant.

واژه‌های دیگر با معنی «متکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن