reliant
UKrilaiənt
USrı'laıənt
معنی فارسی
متکي پشت گرم دلگرم اعتماد کننده اميدوار
معنی کامل و مثالها
/-ǝnt/adj.
● اعتماد کننده، اتکاکننده، اطمینان کننده، استامگر، اوستامگر، متکی
reliant on sleeping pills
متکی به قرص خواب
مترادفها
adjective
Confident, trusting, self reliant.