دیکشنری فارسی

religiosity

UKrilidʒaiɔsitiː USrı'lıdʒı'ɔsətı

معنی فارسی

دينداري

معنی کامل و مثال‌ها

/ri lij´ē äs´ǝ tē/n.

● (به ویژه به افراط یا به طور متظاهرانه) مذهبی بودن، خشکه مقدسی

تعریف انگلیسی

noun
  1. exaggerated or affected piety and religious zeal

واژه‌های دیگر با معنی «دينداري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن