دیکشنری فارسی

reline

معنی فارسی

استرانداختن (به)

معنی کامل و مثال‌ها

/rē līn´/vt.

● دوباره خط کشی کردن، خط تازه کشیدن

● (دوباره) خط دار کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. provide with a new lining “the old fur coat must be relined” “Somebody ----s something”
  2. put new lines on “reline the paper” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن