relinquishment of a claim معنی فارسی ترک دعوي واژههای دیگر با معنی «ترک دعوي» quitclaim ترک دعوي، چشم پوشيدن از، واگذار کردن. relinquish a claim ترک دعوي کردن non-suit ترک دعوي به وسيله خواهان renunciative مبني بر چشم پوشي يا ترک دعوي، ناشي از انکار نفس renunciatory مبني بر چشم پوشي يا ترک دعوي، ناشي از انکار نفس desistement انصراف از دعوي، ترک دعوي stet processus گزارش اصلاحي تنظيم کردن، ترک دعوي کردن renunciant واگذار کننده، ترک (دعوي) کننده، رد کننده disclaim ردکردن، انکارکردن، قبول نکردن acquittance مفاصا، مفاصانامه، رسيد