دیکشنری فارسی

relive

USrı'lıv

معنی فارسی

دوباره تجربه کردن، در ذهن مرور کردن،

در نظر مجسم کردن

دوبار زندگي کردن، باز زيستن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē liv´/vt.

● دوباره تجربه کردن، در ذهن مرور کردن، (دوباره) در نظر مجسم کردن

every night he relived that hand-to-hand combat

هر شب خاطرات آن جنگ تن به تن در ذهنش زنده می‌شد.

● دوبار زندگی کردن، باز زیستن

تعریف انگلیسی

verb
  1. experience again, often in the imagination “He relived the horrors of war” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن