remake
UKriːmeik
US'ri:'meık
معنی فارسی
از نو ساختن، باز ساختن
نوسازي، بازسازي، دوباره سازي
هر چيز دوباره سازي شده
معنی کامل و مثالها
/rē māk´, rē´māk´/n., vt.
● از نو ساختن، باز ساختن
● نوسازی، بازسازی، دوباره سازی
● هر چیز دوباره سازی شده (به ویژه فیلم سینمایی)