دیکشنری فارسی

remake

UKriːmeik US'ri:'meık

معنی فارسی

از نو ساختن، باز ساختن

نوسازي، بازسازي، دوباره سازي

هر چيز دوباره سازي شده

معنی کامل و مثال‌ها

/rē māk´, rē´māk´/n., vt.

از نو ساختن، باز ساختن

نوسازی، بازسازی، دوباره سازی

هر چیز دوباره سازی شده (به ویژه فیلم سینمایی)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن