remanding معنی فارسی به بازداشتگاه برگرداندن دوباره نگاهداشتن بازداشت مجد د واژههای دیگر با معنی «به بازداشتگاه برگرداندن» remand به بازداشتگاه برگرداندن، دوباره نگاهداشتن، بازداشت مجد د remandment به بازداشتگاه برگرداندن، دوباره نگاهداشتن، بازداشت مجد د