remanence
UKremənəns
معنی فارسی
مغناطيس مانده
معنی کامل و مثالها
/rem´ǝ nǝns/n.
● (برق) مغناطیس پسماند، پسماند
مغناطيس مانده
/rem´ǝ nǝns/n.
● (برق) مغناطیس پسماند، پسماند
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن