دیکشنری فارسی

remediable

UKrimiːdiəbl

معنی فارسی

درمان پذير چاره پذير علاج پذير

معنی کامل و مثال‌ها

/ri mē´dē ǝ bǝl/adj.

درمان پذیر، قابل علاج، چاره‌پذیر، باچاره

مترادف‌ها

adjective
Curable, retrievable, reparable, rectifiable, to be cured, to be remedied.

واژه‌های دیگر با معنی «درمان پذير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن