دیکشنری فارسی

remittance

UKrimitns

معنی فارسی

وجه رساني ، فرستادن پول ، ارسال يا حواله وجه

پول (فرستاده شده) ، مبلغ حواله شده

معنی کامل و مثال‌ها

/-'ns/n.

● (پول) فرستادن، ارسال، حواله

● مبلغ ارسالی، وجه، حواله

تعریف انگلیسی

noun
  1. a payment of money sent to a person in another place

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن