دیکشنری فارسی

remonstrant

UKremənstrənt

معنی فارسی

نکوهش آميز تعرض آميز نکوهش کننده تعرض کننده سرزنش آميز نکوهشگر اعتراض کننده معترض

معنی کامل و مثال‌ها

/-strǝnt/adj., n.

نکوهشی، اعتراض‌آمیز، سرزنش‌آمیز، شکوه‌آمیز

(آدم) نکوهشگر، اعتراض کننده، معترض، سرزنش کننده، چغلی کننده

مترادف‌ها

adjective
Expostulatory.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن