دیکشنری فارسی

remorse

UKrimɔːs USrı'mɔ:s

معنی فارسی

پشيماني افسوس ندامت

معنی کامل و مثال‌ها

/ri môrs´/n.

● پشیمانی، ندامت، افسوس، دریغ

he was full of remorse for having slapped his own mother

از این که به مادر خودش سیلی زده بود غرق ندامت بود.

● رحم، مروت، عطوفت

without remorse

بدون ترحم، بی‌رحم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a feeling of deep regret (usually for some misdeed)

مترادف‌ها

adjective
Penitence, compunction, contrition, repentance, sorrow, regret, self reproach, reproach of conscience, stings of conscience, self condemnation.

واژه‌های دیگر با معنی «پشيماني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن