دیکشنری فارسی

remote control

UKrimoutkɔntroul

معنی فارسی

فرمان از دور ، هدايت از راه دور

دور فرمان

معنی کامل و مثال‌ها

● (مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) کنترل از راه دور، دور لگام، دور واپاد، دور فرمان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a device that can be used to control a machine or apparatus from a distance “he lost the remote for his TV”

واژه‌های دیگر با معنی «فرمان از دور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن