remote control
UKrimoutkɔntroul
معنی فارسی
فرمان از دور ، هدايت از راه دور
دور فرمان
معنی کامل و مثالها
● (مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) کنترل از راه دور، دور لگام، دور واپاد، دور فرمان
تعریف انگلیسی
noun
- a device that can be used to control a machine or apparatus from a distance “he lost the remote for his TV”