دیکشنری فارسی

remote control

UKrimoutkɔntroul

معنی فارسی

فرمان از دور ، هدايت از راه دور

دور فرمان

معنی کامل و مثال‌ها

(مهار کردن موشک یا هواپیما و تلویزیون و غیره از راه دور با امواج رادیویی) کنترل از راه دور، دور لگام، دور واپاد، دور فرمان

واژه‌های دیگر با معنی «فرمان از دور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن