دیکشنری فارسی

removable

UKrimuːvəbl USrı'mu:vəbəl

معنی فارسی

برداشته شدني برداشتني جداشدني معزول شدني عزل پذير از جا کندني تغيير جا دادني

معنی کامل و مثال‌ها

/ri mōō´vǝ bǝl/adj.

برداشتنی، تغییر جا دادنی، از جا کندنی (رجوع شود به: remove)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. capable of being removed or taken away or dismissed “a removable cord” “removable partitions”
  2. able to be obliterated completely

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن