renascent
UKrinæsnt
معنی فارسی
تازه پيدا شده تازه تولد شده نو زاد طالع باززا باز زاينده
معنی کامل و مثالها
/-ǝnt/adj.
● طالع، باززا، تجدید حیات شونده، باززاینده، نوزاینده
مترادفها
adjective
1. Reappearing, reproduced.
2. Rejuvenated.