دیکشنری فارسی

renascent

UKrinæsnt

معنی فارسی

تازه پيدا شده تازه تولد شده نو زاد طالع باززا باز زاينده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝnt/adj.

● طالع، باززا، تجدید حیات شونده، باززاینده، نوزاینده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. rising again as to new life and vigor “resurgent nationalism”

مترادف‌ها

adjective
1. Reappearing, reproduced.
2. Rejuvenated.

واژه‌های دیگر با معنی «تازه پيدا شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن